بی‌علاقگی و اُفت تحصیلی دانش‌آموز

با اُفت تحصیلی فرزندانمان و بی‌علاقگی به تحصیل چه کنیم ؟

در اینجا تلاش داریم با تفکر تحلیلی به مسئله بنگریم و دنبال راهکارهای عملی برای مبارزه با این معضل باشیم. ما گاهی برای فرار از تعارضات درونی خودمان و کاهش عذاب وجدان ناشی از برخورد ناصحیح با کودک، به دنبال متغیرهای بیرونی به عنوان علل مشکل می‌پردازیم و به این وسیله عملکرد خودمان را توجیه می‌کنیم. خیلی عوامل دست به دست هم داده‌اند که میزان تاب‌آوری ما را در رابطه با مشکلات زندگی کاهش داده است، که فعلا جای بحث آن در اینجا نیست، اما، این مشکلات عام است و برای همه ما با درجات مختلف وجود دارد.
ما در ابتدا باید خودمان را آرام کنیم و بدانیم که خودمان نیاز به آرامش داریم، در واقع این آرامش تنها با افزایش آگاهی به دست می‌آید، آگاهی چراغی است که در دل تاریکی برافروخته‌ایم، که هر چه بیشتر باشد، گستره دید، عمیق‌تر است.

در گام بعدی، خودتان را با تکنیک نقش معکوس، جای کودک بگذارید و درک کنید که کودک در چه فضایی و با چه امکانات و وسایلی قرار است برایش فرایند یادگیری شکل بگیرد، اینگونه بهتر به درک متقابل می‌رسید و این آموزش مهمی برای کودک است که از جانب شما باید آغاز شود، حالا متوجه می‌شوید که کودک واقعا چه می‌خواهد و چقدر توان دارد، کتاب یادگیری فعال یکی از بهترین کتابها در زمینه یادگیری است که سرنخ‌های مهمی به شما برای کار با کودک و تغییر سبک آموزش می‌دهد، ذات آدمی با اجبار همخوان نیست، پس هیچ کاری نباید با زور و تهدید و اجبار به کودک تحمیل شود، چون اساسا یادگیری صورت نمی‌گیرد، مثل نماز خواندن اجباری که، ایمان‌ساز نیست.

مطلب پیشنهادی(Suggested content:) :  افزایش رغبت مطالعه در کودک

مورد مهم دیگری که باید از دیدگاه روانشناختی به آن اشاره کنم این است که ما اساسا منتقد بار آمده‌ایم، اما انتقاد‌پذیر نیستیم. ما خیلی راحت همسر و خانواده و فرزندان و همسایگان را نقد می‌کنیم، اما نوبت به خودمان که می‌رسد، حتی دیدگاه خود انتقادی نداریم و این چیزی است که آموزش ندیده‌ایم و حالا ما می‌توانیم ابتدا آن را در خودمان، سپس در کودکمان ایجاد کنیم، دست از انتقاد و سرزنش و تنبیه و زور برداریم و به جای آن به کودک آموزش دهیم که انتخاب‌گر باشد، سیستمی که برای ما بیگانه است، چون ما را جور دیگری تربیت کرده‌اند و به اصطلاح بار آورده‌اند.

توصیه بعدی برای ایجاد فضایی مناسب برای آموزش کودک و علاقمند کردنش به درس، آموزش مهارت‌های بدنی چهره و ارتباط است.

دلنشین ترین معلم برای همه ما آن معلمی بوده که همیشه لبخند می‌زده و یا با ما شوخی می‌کرده و می‌خندانده، به چهره خودمان در آیینه نگاهی بیندازیم، چه می‌بینیم ؟ یک چهره معمولی و یا غمگین ؟ حالا سعی کنید لبخند بزنید و می‌بینید چقدر سخت است، چرا که هیچ سوپاپ اطمینانی برای ما نبوده و همه دردها در درونمان انبار شده و سالهاست که این آشغال‌های ذهنی را جمع کرده‌ایم و به آنها چنان عادت کرده‌ایم که حاضر نیستیم دور بریزیم، حالا سعی کنید گریه کنید، شاید بعد از چند ثانیه به این مهم نائل شوید در حالی که عضلاتی ‌که در هنگام گریه فعال می‌شوند، بیشتر از عضلاتی است که در هنگام خنده فعال می‌شوند.
بنابراین ما خیلی راحت تر می‌توانیم بخندیم به همین دلیل ، سعی کنید با لبخند، آموزش را شروع کنید و این حس را به کودکتان انتقال دهید .

مطلب پیشنهادی(Suggested content:) :  هیپنوتیزم و ضمیر آگاه