حکایت کرم ابریشم و برخی از ما

کلید همه سعادات و باب همه عوالم و علوم، همین معرفه النفس(خودشناسی) است.

مرا به هیچ کتابی مکن حواله دگر  که من حقیقت خود را کتاب می بینم.

زندگی کرم ابریشم به ما نشان می‌دهد که تعلق به طبیعت مادی به عنوان اجر بدن، او را می پرورد و او با این قدرت مادی، قفسی به دور خود می سازد که اگر به هوش نیاید و آنرا نشکافد، او را در پیله اش خفه می کند، پروانه نمی شود و شهد نمی نوشد. انسان در آینه او می تواند ببیند که چگونه توانایی و امکانات و همسر و فرزند و هواداران و عناوین و مدارک امانتی، پیله ای از منیت و تشخص به دور او می بافند و آن من توهمی دیگر نمی گذارد عشقش بالغ شود و شهد لقا بنوشد.

خنک آن که در ورطه من کیستم افتاد.

مطلب پیشنهادی(Suggested content:) :  فال بد ممنوع