اریک فروم در کتاب انسان برای خویشتن می نویسد: وظیفه اصلی انسان در زندگی این است که خودش را متولد کند. به چیزی تبدیل شود که به طور بالقوه هست. مهم ترین محصول تلاش انسان، شخصیت خودش است.
برخی روانشناسان تولد دوم انسان یا تولد روانشناختی را دوران نوجوانی(11 تا 20 سالگی) و برخی هنگام راه افتادن و برخی شش، هشت ماهگی یعنی زمانی که متوجه مراقب(ابژه) خود می شود که کاملا از خودش جدا است(مرحله تفرد-جدایی) می دانند.
اریکسون، مرحله هویت یابی را دوران نوجوانی می داند و الیوت ژاکس، میانسالی را نوجوانی دوم و هویت یابی مجدد می داند یعنی دوران بازنگری میانسالی و یک بحرانی مثل بحران هویت برای ما اتفاق می افتد. آیا اینجا بایدترین جایی است که باید باشم؟ تمام استعداد من این بود؟ آیا این درست ترین جایی است که باید باشم؟ خانم نیوگارتن می نویسد: ما وقتی از جوانی به سمت میانسالی حرکت می کنیم خیلی تمایل به درون نگری پیدا می کنیم.